ترجمه "sag" به فارسی

افت, نشست, کیس بهترین ترجمه های "sag" به فارسی هستند.

sag verb noun دستور زبان

The state of sinking or bending; sagging. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افت

    verb

    As his spirits sagged, his body deteriorated

    و روحیه ش افت کرده بود، جسمش به قهقرا رفته بود

  • نشست

  • کیس

  • ترجمه های کمتر

    • خمیدگی
    • تنزل
    • وا رفتن
    • افکندن
    • سستی
    • (کشتی) با باد حرکت کردن
    • آویزان شدن
    • افت کردن
    • تنزل کردن (به ویژه قیمت یا علاقه)
    • خم شدن
    • سست شدن
    • شل شدن
    • شکم دادن
    • شکم دادگی
    • فرورفتگی پیدا کردن
    • نشست کردن
    • کیس کردن
    • گود افتادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sag
+ اضافه کردن

"Sag" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sag در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SAG Acronym abbreviation

Screen Actors Guild [..]

+ اضافه کردن

"SAG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SAG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sag" با ترجمه به فارسی

  • آویزان شدن · خم شدن
اضافه کردن

ترجمه های "sag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه