ترجمه "sailing" به فارسی
قایقرانی, کشتیرانی, بادبانی بهترین ترجمه های "sailing" به فارسی هستند.
Motion across a body of water in a craft powered by the wind, as a sport or otherwise [..]
-
قایقرانی
Going for a sail with you. There's a brisk wind.
این که با تو به قایقرانی بروم. باد خوبی میوزد.
-
کشتیرانی
I have sailed over it since my childhood
از روزی که طفل بودهام تاکنون در این دریا کار میکنم و کشتیرانی مینمایم
-
بادبانی
The stout sail boat that had accompanied us began ranging alongside.
قایق بادبانی وسیعی که همراه ما میآمد به تدریج به کنار کشتی نزدیک بشد.
-
ترجمه های کمتر
- دریانوردی
- ناوبری
- (ورزش) راندن قایق بادبانی
- آغاز مسافرت یا گشت دریایی
- بادبان دار
- حرکت (با) کشتی (به ویژه کشتی بادبانی)
- علم دریانوردی
- قایقرانی بادبانی
- مسابقه ی قایق (بادبانی)رانی
- وابسته به کشتی یا کشتی رانی یا شرایط کشتی رانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sailing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Sailing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sailing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sailing"
عباراتی شبیه به "sailing" با ترجمه به فارسی
-
بادبان کشیدن، بادبان افراشتن
-
بادبان های فوقانی، بادبان های کمکی بالائی ذیل بادبان های کمکی موسوم به بادبان شاهی
-
قايق بادبانی · قایق بادبانی · کشتی بادبانی · کشتی بادی
-
(آسیاب بادی) پره · (با وقار و نرمش) حرکت کردن 0 · (عامیانه - با: in یا into - بامشت یا حرف) حمله کردن · (عامیانه) با حرارت و اشتیاق آغاز کردن · (عامیانه) تند حرکت کردن 1 · (کشتی - با بادبان یا با موتور) حرکت کردن · (کشتی) حرکت به کمک بادبان · با باد به حرکت درآمدن · بادبان · بال · در هوا حرکت کردن · سخت دست به کار شدن 2 · قایقرانی کردن · مسافرت دریایی · ناو · کشتی · کشتیرانی کردن · گردش دریایی
-
لنگر رو آبی
-
سوزن بادبان دوز/دوزان/دوزی
-
(کشتی بادبانی) با همه ی بادبان ها · با بیشینه ی سرعت و انرژی · با همه ی بادبان ها به حالت افراشته
-
بادبان کمکی، بادبان جانبی اضافی