ترجمه "sailoring" به فارسی

دریانوردی, ملاحی, ملوانی بهترین ترجمه های "sailoring" به فارسی هستند.

sailoring noun دستور زبان

The trade or business of a sailor.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریانوردی

    It was a little like watching a sailor make his way across a pitching foredeck.

    مثل تماشای دریانوردی بود کشتی دردریای متلاطم راه میرود که در عرض یک دماغه.

  • ملاحی

    But he himself remained high on his rock, like a drowned sailor on a rock.

    اما خود او آن بالا بر صخره خود مانده بود، چون ملاحی مغروق بر صخره.

  • ملوانی

    As a sailor, of course, I suppose so.

    به گمانم منظورش این بوده که او در ملوانی آدم قابلی بوده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sailoring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sailoring" با ترجمه به فارسی

  • دریانورد · سرباز نیروی دریایی · قایقران قایق بادبانی · مسافر کشتی (به ویژه در مورد دریازدگی) · ملاح · ملوان · ناوی · کشتیبان · کفگیر · کلاه حصیری سرپهن
  • انواع ماهی های غرب اقیانوس اطلس و خلیج مکزیک
  • ملوان
  • (داستان هزار و یکشب) سندباد بحری · سندباد
  • دریانورد · سرباز نیروی دریایی · قایقران قایق بادبانی · مسافر کشتی (به ویژه در مورد دریازدگی) · ملاح · ملوان · ناوی · کشتیبان · کفگیر · کلاه حصیری سرپهن
اضافه کردن

ترجمه های "sailoring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه