ترجمه "sallow" به فارسی
زرد, زرد رنگ, زردچرده بهترین ترجمه های "sallow" به فارسی هستند.
sallow
adjective
verb
noun
دستور زبان
dirty, murky [..]
-
زرد
nounyellowish
The sallow, puffy eyed doctor who saw us introduced himself as a second year resident.
پزشک زرد نبو با چشمهای پف کرده که ما را دید، خود را رزیدنت دوساله معرفی کرد.
-
زرد رنگ
adjective nounHis fellow clerk was a long, lean man of forty, sallow, with black hair and a ragged moustache
این همکار اداریاش مردی دراز قد، باریک اندام و چهل ساله، و زرد رنگ بود و موهایی سیاه و سبیلی تنک داشت
-
زردچرده
-
ترجمه های کمتر
- آسه
- (گیاه شناسی) بید براق (Salix caprea)
- آسه زدگی
- ترکه ی بید
- درخت بید
- زرد و بیمارگونه کردن
- زرد و رنگ پریده (در اثر بیماری و غیره)
- زردچرده کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sallow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sallow
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sallow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sallow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن