ترجمه "sally" به فارسی
لطیفه, حمله, متلک بهترین ترجمه های "sally" به فارسی هستند.
sally
verb
noun
دستور زبان
A willow [..]
-
لطیفه
noun -
حمله
nounhe added and laughed himself at his boyish sally.
و با افزودن این حمله فوراً بر شیطنت بچگانة خود خندید.
-
متلک
-
ترجمه های کمتر
- سفر
- طنز
- طعنه
- (با: forth یا out) سفر رفتن
- (خروج ناگهانی محاصره شدگان و حمله بر محاصره کنندگان) یورش
- برون تاخت
- برون تاخت کردن
- برون تک
- برون تک کردن
- برون جهیدن
- برون ریزش
- بیرون زدن
- جواب زیرکانه
- راهی شدن
- فعالیت ناگهان
- ناگهان خارج شدن
- پاسخ تند و مزاح آمیز
- پاسخ دندان شکن
- کنشوری ناگهانی
- یورش بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sally
proper
A diminutive of the female given name Sarah, also used as a formal given name. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sally" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sally در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sally" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس) شخص یا چیزی که آماج انتقاد است · جاذب انتقاد
-
کیک داغ (که با چای صرف می شود)
-
دروازه زندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن