ترجمه "salve" به فارسی

مرهم, روغن, پماد بهترین ترجمه های "salve" به فارسی هستند.

salve verb noun interjection دستور زبان

(transitive) To calm or assuage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرهم

    noun

    I'm applying a salve of mint, chamomile and Clay to seal the wound.

    دارم از یه مرهم نعنا ، بابونه و خاک رس برای بهبود زخمت استفاده میکنم.

  • روغن

    noun

    One Dowager, SHE calls it lip salve.

    نتیجة کارم را یک زن بیوة پولدار روغن کشمش مینامد؛

  • پماد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ضماد
    • خواباندن
    • (داروسازی) مرهم
    • (قدیمی) مرهم گذاشتن (روی سوختگی یا زخم و غیره)
    • آرام بخش
    • آرام کردن
    • التیام دادن
    • تسکین دادن
    • رجوع شود به salvage
    • روغن مالی
    • مایه ی تسکین
    • هر چیز التیام بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "salve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه