ترجمه "salvager" به فارسی
خریدار اسقاط ترجمه "salvager" به فارسی است.
salvager
noun
دستور زبان
A person who engages in salvage work [..]
-
خریدار اسقاط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salvager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salvager" با ترجمه به فارسی
-
ارزش اسقاط پیش بینی شده – ارزش باقی مانده پیش بینی شده
-
قابل نجات
-
(بخش قابل استفاده ی چیز اسقاط را) درآوردن · (بیمار یا اندام) درمان · (کاشانی) یوزه رفتن · (کالا یا جان و غیره) بدربردن · اوراق کردن · بازیابی · بازیافته · بدربری · بوخت · درمان کردن · رهامزد · رهانش · رهانیدن · رهایش · نجات (از طریق درمان یا جراحی) · نجات (معمولا نجات آنچه که باقیمانده است) · نجات دادن · پاداش (پاداشی که در برابر نجات دادن کشتی یا سرنشینان یا کالای آن پرداخت می شود) · کالای بازیابی شده (از هر چیز مصدوم) · یوز · یوزیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن