ترجمه "sand" به فارسی

ماسه, ریگ, شن بهترین ترجمه های "sand" به فارسی هستند.

sand adjective verb noun دستور زبان

(often in plural sands) a beach or other expanse of sand. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماسه

    noun

    finely ground rock [..]

    She did, Mikey, she ate lots and lots of sand.

    او ، مایکی ، او خوردند بسیاری و بسیاری از شن و ماسه.

  • ریگ

    noun

    finely ground rock

    How do we know that the creation of worlds is not determined by the fall of grains of sand?

    از کجا میدانیم که آفرینش بعض عوالم، معلول سقوط دانههای ریگ روان نیست؟

  • شن

    noun

    finely ground rock

    Out here there was only the road, the sand, the baked hardpan of the desert.

    کویر وجود داشت ودرآنجا فقط جاده، شن و زمین سوخته.

  • ترجمه های کمتر

    • måse
    • آن
    • سنگریزه
    • rig
    • استحکام
    • ابتکار
    • ثانیه
    • عزم
    • دم
    • (آمریکا - خودمانی) اراده
    • (با شن یا کاغذ سنباده و غیره) صاف کردن
    • (به ویژه بنایی) ماسه
    • (معمولا جمع) لحظه
    • (معمولا جمع) کرانه
    • با شن آمیختن
    • با شن پاشیدن به
    • با ماسه آمیختن
    • براق کردن
    • دل و جرات
    • ساحل (شنی)
    • سنباده زدن
    • شن (اگر هر دانه ی آن میان یک ششم تا 2 میلی متر باشد)
    • شن زار
    • شن فام
    • شن پاش کردن
    • قرمز مایل به زرد (رنگ شن)
    • ماسه سنگ
    • پرداخت کردن
    • ژرژ ساند (نویسنده ی فرانسوی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sand noun

Sand, Rogaland [..]

+ اضافه کردن

"Sand" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sand در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sand"

عباراتی شبیه به "sand" با ترجمه به فارسی

  • (فلزکاری) در ماسه ریخته گری کردن · ماسه ریزی کردن
  • شنمگسها · فلبوتومینائه
  • چکاوک هندی
  • خال خال · ریگ دار · ریگ پوش · شن زار · شن پوش · شکرپوش · ماسه دار
  • پویانمایی ماسهای
  • زرین ماسه
  • شنماهیان
  • (جانورشناسی) شن ماهی (تیره ی Ammodytidae) · نیزه ماسه
اضافه کردن

ترجمه های "sand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه