ترجمه "sanctuary" به فارسی
محراب, پناهگاه, پناه بهترین ترجمه های "sanctuary" به فارسی هستند.
sanctuary
noun
دستور زبان
A place of safety, refuge, or protection. [..]
-
محراب
nounGetting there was difficult and dangerous, but the room itself was sanctuary.
رسیدن به آنجا دشوار و خطر خیز بود، اما خود اتاق محراب بود.
-
پناهگاه
nounInside this sacred sanctuary, we find beauty and order.
در داخل این پناهگاه مقدّس، ما زیبائی و نظام پیدا می کنیم.
-
پناه
nounShe was a child when she came to us seeking sanctuary.
وقتي براي پناه پيش ما اومد فقط به بچه بود.
-
ترجمه های کمتر
- پناهندگی
- معبد
- بست
- پرستشگاه
- کلیسا
- تحصنگاه
- زنهارگاه
- ملجا
- کنشت
- گریزگاه
- تیمارستان
- مخفیگاه
- نوانخانه
- (در کلیسا یا کنیسه) جای بسیار مقدس (مثلا در اطراف محراب)
- (ناحیه ای که در آن از جانوران حفاظت می شود و کسی حق شکار وغیره ندارد) ایمنگاه
- جايگاه مقدس
- جای بست نشینی
- جایگاه مقدس
- حرم مطهر
- محل تحصن
- یتیم خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sanctuary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sanctuary"
عباراتی شبیه به "sanctuary" با ترجمه به فارسی
-
لانه مرغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن