ترجمه "sanction" به فارسی
تحریم, تصویب, تصویب کردن بهترین ترجمه های "sanction" به فارسی هستند.
An approval, by an authority, generally one that makes something valid. [..]
-
تحریم
nounto penalize a state, especially for violating international law
What I mean is it's not just a question of how many inspectors or which sanctions.
منظورم اینه که این فقط یه سوال ساده نیست که چند تا بازرس منظورتونه یا چه تحریم هایی
-
تصویب
nounI protest before you, sir, as a Christian minister, against the sanction of proceedings towards me which are dictated by virulent hatred.
آقا، به عنوان شخصی مسیحی و مومن ، به تصویب مذاکرات این جلسه که از نفرت و کینهجویی سرچشمه میگیرند اعتراض دارم.
-
تصویب کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اجازه
- مجازات
- حمایت
- تصدیق
- تایید
- دستور
- پذیرش
- پذیرفتن
- رواداشتن
- رواکرد
- پایندانی
- پشتبند
- رخصت
- بازدارنده
- پایبند
- اعتبار
- قید
- تشویق
- (قانون و غیره) قوت
- (معمولا جمع) اقدام وادار کننده (مثلا بایکوت برای مجبور کردن)
- (مهجور) قانون
- اجازه دادن
- اجازه چاپ
- اقدام قهرآمیز (معمولا از سوی چند کشور علیه کشور خاطی)
- تایید کردن
- تصدیق کردن
- حکم رسمی
- ضمانت اجرایی
- مجاز شمردن
- هر چیز الزام آور (به ویژه از نظر اخلاقی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sanction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Sanction" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sanction در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sanction" با ترجمه به فارسی
-
رتبهبندي اجتماعي · ساخت اجتماعي · ساختار اجتماعی · قانون اجتماعي · نظامهای اجتماعی
-
جنبش ضد تحریم و مداخله نظامی در ایران
-
(انگلیس - سابقا) حکم پادشاه (که مانند قانون بود)