ترجمه "sandy" به فارسی
شنی, کتانی, (از نظر زبری یا عدم ثبات) شن مانند بهترین ترجمه های "sandy" به فارسی هستند.
sandy
adjective
دستور زبان
Covered with sand. [..]
-
شنی
adjectiveShe tossed her short, sandy hair, running her fingers through it.
انگشتانش را در موی کوتاه شنی رنگش فرو برد و آنها را بالا زد.
-
کتانی
adjective -
(از نظر زبری یا عدم ثبات) شن مانند
-
ترجمه های کمتر
- (رنگ) حنایی
- شن پوش
- ماسه ای
- کتانی رنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sandy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sandy
noun
proper
دستور زبان
A diminutive of the male given name Alexander. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sandy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sandy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sandy" با ترجمه به فارسی
-
حالت شنی · شنی بودن
-
مرغ حق شنی
-
خاکهای شنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن