ترجمه "sane" به فارسی

عاقلانه, معقول, خردمندانه بهترین ترجمه های "sane" به فارسی هستند.

sane adjective دستور زبان

Being in a healthy condition; not deranged; acting rationally; -- regarding the mind. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاقلانه

    At first, I drove more sanely on the way back.

    تو راه برگشت، اول خیلی عاقلانهتر رانندگی کردم.

  • معقول

    adjective

    The Machine seems sane again.

    دستگاه دوباره معقول به نظر ميرسه

  • خردمندانه

  • ترجمه های کمتر

    • خردمند
    • (از نظر روانی) سالم
    • (نادر) تندرست
    • عاقل (در برابر: دیوانه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sane " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sane" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sane" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه