ترجمه "sated" به فارسی

سیر ترجمه "sated" به فارسی است.

sated adjective verb دستور زبان

In a state of complete and thorough satisfaction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیر

    adjective

    Having eaten enough.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sated" با ترجمه به فارسی

  • (از شدت سیری و غیره)وازده کردن یا شدن · (قدیمی) زمان گذشته و اسم مفعول فعل : sit · (گرسنگی یا تشنگی یا میل) اقناع کردن · اشباع شدن · اشباع کردن · اقناع شدن · برآورده کردن · بیزار کردن · خواباندن · سیر کردن · فرونشاندن (رجوع شود به satiate)
  • (از شدت سیری و غیره)وازده کردن یا شدن · (قدیمی) زمان گذشته و اسم مفعول فعل : sit · (گرسنگی یا تشنگی یا میل) اقناع کردن · اشباع شدن · اشباع کردن · اقناع شدن · برآورده کردن · بیزار کردن · خواباندن · سیر کردن · فرونشاندن (رجوع شود به satiate)
اضافه کردن

ترجمه های "sated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه