ترجمه "satire" به فارسی

طنز, هجو, طعنه بهترین ترجمه های "satire" به فارسی هستند.

satire noun دستور زبان

(uncountable) A literary technique of writing or art which principally ridicules its subject often as an intended means of provoking or preventing change. Humour is often used to aid this. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طنز

    noun

    genre

    Her comments on people were saltily satiric and penetrative ofaccepted hypocrisies.

    درباره مردم با طنز نیشداری حرف میزد و پرده تعارفها و دوروییهای مرسوم را میدرید.

  • هجو

    If with satire only, why had he said it with such dangerous eyes?

    اگر منظورش فقط هجو بود، پس چرا آن را با چنان نگاه وحشتناکی بیان کرد؟

  • طعنه

    noun

    To call satire that mocks the nobility'harmless'is unfortunate.

    به طعنه اي که طبقه ي اشرافي رو مسخره ميکنه, " بي خطر " گفتن از بدشانسيه

  • ترجمه های کمتر

    • طنزنامه
    • طنزنگاری
    • هجونامه
    • شعر (یا داستان وغیره) هجو آمیز
    • هجو نویسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " satire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Satire

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. Winamp genre ID # 110.

+ اضافه کردن

"Satire" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Satire در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "satire"

عباراتی شبیه به "satire" با ترجمه به فارسی

  • هجائی · هجو نویس · هجوامیز · هجوگو
  • ازروی هجو · بطعنه · بطنز · هجوکنان
  • اهل هجو و کنایه · طنز آمیز · طنز دوست (satiric هم می نویسند) · طنزی · هجو آمیز · هجوی
  • مورد طنز و انتقاد قرار دادن · هجو کردن
اضافه کردن

ترجمه های "satire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه