ترجمه "satisfaction" به فارسی
خرسندی, خشنودی, جبران بهترین ترجمه های "satisfaction" به فارسی هستند.
satisfaction
noun
دستور زبان
A fulfillment of a need or desire. [..]
-
خرسندی
And the consciousness of it will at last be a source of complete satisfaction.
و این حس برای شما تولید خرسندی و رضایت کامل خواهد کرد.
-
خشنودی
nounHarry saw, with enormous satisfaction, that the Slytherin team were all looking thunderstruck.
هری در کمال خشنودی بازیکنان تیم اسلایترین را که در جایشان خشک شده بودند از نطر گذراند.
-
جبران
nounor satisfaction, could a reader derive from an ending like that
و يا جبران را ميتونه براي خواننده اي كه تا آخر كتاب را ميخونه بوجود بياره
-
ترجمه های کمتر
- رضایت
- اقناع
- ارضا
- رضامندی
- دلخوشی
- کفاره
- تادیه
- سرشارسازی
- غرامت
- تاوان
- جریمه
- خسارت
- برآوردن
- تلافی
- باعث رضایت
- سر بلندی
- مایه ی خرسندی
- مایه ی خشنودی
- موجب مسرت
- کام بخشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satisfaction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "satisfaction"
عباراتی شبیه به "satisfaction" با ترجمه به فارسی
-
رضایت شغلی
-
رضایت مشتری
-
مدیریت رضایت مشتریان
-
جستجوی رو به جلو
-
موافقت و رضایت
-
رضايت از شغل · رضایت از کار
-
اندازه گیری رضایتمندی شغلی
-
رضایت مشتریان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن