ترجمه "satrap" به فارسی
ساتراپ, شهرب, سترب بهترین ترجمه های "satrap" به فارسی هستند.
satrap
noun
دستور زبان
A governor of a Persian province. [..]
-
ساتراپ
noungovernor of a Persian province [..]
-
شهرب
governor of a Persian province
-
سترب
noun
-
ترجمه های کمتر
- (پارسی باستان)
- استاندار (در ایران باستان)
- حاکم خودسر
- حکمران بیدادگر
- خرده پادشاه
- فرماندار دیکتاتورماب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satrap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن