ترجمه "saturnine" به فارسی

عبوس, کج خلق, افسرده بهترین ترجمه های "saturnine" به فارسی هستند.

saturnine adjective دستور زبان

of or born under Saturn's influence [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عبوس

    adjective
  • کج خلق

    adjective
  • افسرده

    adjective

    had one glimpse of Tony's swarthy saturnine face

    چهره افسرده و تیره تونی را شناخت.

  • ترجمه های کمتر

    • اخمو
    • بدخلق
    • کدر
    • (ستاره خوانی) زاییده شده تحت تاثیر کیوان
    • دچار مسمومیت سربی
    • کم حرف
    • گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saturnine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "saturnine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه