ترجمه "saucy" به فارسی

گستاخ, پررو, خوشمزه بهترین ترجمه های "saucy" به فارسی هستند.

saucy adjective دستور زبان

Impertinent or disrespectful, often in a way that is regarded as entertaining or amusing; smart. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گستاخ

    adjective
  • پررو

    why not? was i doing something particularly saucy?

    چرا که نه ؟ فکر ميکني من تو انجامش پررو بودم

  • خوشمزه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه کشتی) قشنگ
    • بی ادب
    • بی حیا
    • حاضر جواب
    • پیش جواب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saucy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "saucy" با ترجمه به فارسی

  • با پررویی · بی حیایی · بی شرمی · شوخ چشمی · موذی گری · پررویی · گستاخی
اضافه کردن

ترجمه های "saucy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه