ترجمه "saucily" به فارسی
باپررویی, گستاخانه بهترین ترجمه های "saucily" به فارسی هستند.
saucily
adverb
دستور زبان
She walked off saucily and I watched, entranced, until she turned the corner; then I ran after her to ask her for a date. [..]
-
باپررویی
-
گستاخانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saucily " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن