ترجمه "saucily" به فارسی

باپررویی, گستاخانه بهترین ترجمه های "saucily" به فارسی هستند.

saucily adverb دستور زبان

She walked off saucily and I watched, entranced, until she turned the corner; then I ran after her to ask her for a date. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باپررویی

  • گستاخانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saucily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "saucily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه