ترجمه "saucer" به فارسی
نعلبکی, بشقاب, دیسک بهترین ترجمه های "saucer" به فارسی هستند.
saucer
verb
noun
دستور زبان
A small shallow dish to hold a cup and catch drips. [..]
-
نعلبکی
small dish [..]
She offering him tea in her saucer, like a baby.
سپس چای در نعلبکی خود ریخت و مثل اینکه بخواهد به بچه کوچکی بدهد به وی نوشانید.
-
بشقاب
nounIf anyone says flying saucer, I'm out of here.
اگه کسی میگه بشقاب پرنده در حال پروازه, من بیرون از اینجام.
-
دیسک
noun
-
ترجمه های کمتر
- بشقاب کوچک
- زیر گلدانی
- هر چیز نعلبکی مانند یا بشقاب مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saucer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "saucer"
عباراتی شبیه به "saucer" با ترجمه به فارسی
-
بشقاب پرنده
-
مظروف یک نعلبکی
-
بشقاب پرنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن