ترجمه "savage" به فارسی
شرزه, وحشی, وحشیانه بهترین ترجمه های "savage" به فارسی هستند.
savage
adjective
verb
noun
دستور زبان
wild; not cultivated [..]
-
شرزه
Fierce and ferocious
-
وحشی
adjectiveStand up when I address you, you ignorant little savage!
وقتی با تو حرف میزنم بلندشو، کوچولوی وحشی نادان!
-
وحشیانه
adjectiveHe aimed a savage blow at Merry who stood in his way.
ضربهاش را وحشیانه به طرف مری کـه سر راهش ایستاده بود، نشانه رفت.
-
ترجمه های کمتر
- سبع
- خشن
- درنده
- حیوان
- بدوی
- ظالمانه
- ظالم
- خشمناک
- شدید
- خونخوار
- سنگدل
- جانور
- بربری
- نارام
- نافرهیخته
- خودروی
- زمخت
- گستاخانه
- (وحشیانه) حمله کردن به
- انسان وحشی
- بی ادب
- بی ادبانه
- بی امان
- بی تمدن
- بی رحم
- بی رحمانه
- ستم پیشه
- قسی القلب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " savage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Savage
proper
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Savage" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Savage در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "savage"
عباراتی شبیه به "savage" با ترجمه به فارسی
-
بیرحمانه · وحشیانه
-
بیرحمی · وحشی گری
-
والتر ساوج لندور (شاعر انگلیسی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن