ترجمه "savagely" به فارسی

وحشیانه, بیرحمانه بهترین ترجمه های "savagely" به فارسی هستند.

savagely adverb دستور زبان

In a wild, uncontrolled, or savage manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وحشیانه

    He aimed a savage blow at Merry who stood in his way.

    ضربهاش را وحشیانه به طرف مری کـه سر راهش ایستاده بود، نشانه رفت.

  • بیرحمانه

    went on Mason, doggedly and savagely. How about that?

    می سون بیرحمانه سماجت ورزید: پس چرا توضیح نمیدی؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " savagely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "savagely" با ترجمه به فارسی

  • (وحشیانه) حمله کردن به · انسان وحشی · بدوی · بربری · بی ادب · بی ادبانه · بی امان · بی تمدن · بی رحم · بی رحمانه · جانور · حیوان · خشمناک · خشن · خودروی · خونخوار · درنده · زمخت · سبع · ستم پیشه · سنگدل · شدید · شرزه · ظالم · ظالمانه · قسی القلب · نارام · نافرهیخته · وحشی · وحشیانه · گستاخانه
  • بیرحمی · وحشی گری
  • والتر ساوج لندور (شاعر انگلیسی)
اضافه کردن

ترجمه های "savagely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه