ترجمه "savant" به فارسی
دانشمند, دانا, عالم بهترین ترجمه های "savant" به فارسی هستند.
savant
noun
دستور زبان
A person of learning; one who is versed in literature or science. [..]
-
دانشمند
nounwhile the Prince and the German savant contemplated the tableau in profound amazement.
پرنس ریزه روسی و آن دانشمند آلمانی مردد و سرگردان، صحنه را میپائیدند.
-
دانا
noun -
عالم
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " savant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "savant" با ترجمه به فارسی
-
(آدم عقب افتاده ای که در یک زمینه بخصوص بسیار استعداد دارد) کانای تک زبده · (فرانسه - روان شناسی) کانای هوشمند نما
-
سندرم ساوانت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن