ترجمه "scale" به فارسی
ترازو, میزان, فلس بهترین ترجمه های "scale" به فارسی هستند.
An ordered numerical sequence used for measurement. [..]
-
ترازو
noundevice [..]
This machine tells us how the scale is balanced.
این دستگاه بهمون می گه این ترازو چقدر تعادل داره.
-
میزان
noundevice [..]
And these columns, they have information at very many scales.
و این ستونها حاوی اطلاعات به میزان وسیعی هستند.
-
فلس
keratin pieces covering the skin of certain animals
He treasured every grease spot and fish scale on his new khaki trousers.
هر لکه چربی و فلس ماهی را که به شلوار نو خاکیاش میچسبید چون گنجینهای نگه میداشت.
-
ترجمه های کمتر
- برگستوان
- اندازه
- پوسته
- پله
- درجه
- وزن
- مقیاس در نقشه
- مقیاس
- قپان
- گام
- معیار
- پولک
- زینه
- کبره
- سنجه
- پیمانه
- اشل
- رسیدن
- اسکالا
- ایاره
- باسکول
- ممقياس
- پشیزه
- کرستون
- سنجیدن
- تراشیدن
- پلکان
- دله
- ورقه
- کندن
- (از نردبان یا پلکان یا کوه وغیره) بالا رفتن
- (با ترازو و غیره) اندازه گرفتن
- (با ترازو) وزن کردن یا شدن S( -4 بزرگ - جمع) برج میزان (رجوع شود به libra)
- (برحسب معیار معین) افزودن (با: up) یا کاستن (با: down)
- (ترازو) کفه
- (در اصل) نردبان
- (در مدل سازی و نقشه کشی و غیره) نسبت اندازه ی مدل یا نقشه به اندازه ی خود چیز
- (درقوری و سماور و دیگ بخار و غیره) ته نشست سخت شده
- (دندان پزشکی - با ابزار ویژه) جرم دندان را پاک کردن
- (ریاضی) نرد
- (فلز - در اثر زنگ زدگی) پوسته پوسته شدگی
- (فلس) پاک کردن
- (لایه لایه) بریدن
- (ماهی و مار و غیره) فلس
- (معمولا جمع) ترازو
- (موسیقی) گام
- (نقطه هایا خطهای کوتاه که چیزی را مدرج می کند مثل خطهای خطکش) زینه بندی
- (هر چیز رفیع) دست یافتن
- (پوست) شوره زدن
- (گیاه شناسی) پولک برگ
- از پوسته یا کبره پوشیده شدن
- اندازه داشتن 2
- با فلس یا پولک پوشاندن 1
- تنظیم کردن 1
- ته گرفتگی
- توالی هفت نت موسیقی
- جرم دندان 2
- درآوردن این ته نشست
- درجه بندی
- درجه بندی کردن
- دسته بندی
- رجوع شود به scale insect
- زینه بندی
- زینه بندی کردن
- شوره زدگی
- صعود کردن
- طبقه بندی
- فایق شدن
- فرازیدن 0
- فلس گیری کردن
- لایه لایه شدگی
- مدرج شدگی
- مدرج کردن
- مقیاس خطی
- مقیاس قسمی
- مقیاس گرفتن
- نازک کردن 0
- هر وسیله ی بالا رفتن
- هر چیز مدرج (برای اندازه گیری)
- پاشنه ی مقیاس
- پوسته پوسته شدن (و افتادن)
- پولک (کالبدشناسی)
- پولک برگه (که شکوفه را می پوشاند)
- چیره شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Scale" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scale در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "scale"
عباراتی شبیه به "scale" با ترجمه به فارسی
-
مِلك بزرگ وبسيار گسترده
-
مقیاس ترسیمی توصیفی
-
مقیاس بزرگای گشتاوری
-
مقیاس کوچک
-
قپان