ترجمه "scales" به فارسی

ترازو, میزان, فلسها بهترین ترجمه های "scales" به فارسی هستند.

scales verb noun

Plural form of scale . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازو

    noun

    device for weighing goods for sale [..]

    This machine tells us how the scale is balanced.

    این دستگاه بهمون می گه این ترازو چقدر تعادل داره.

  • میزان

    noun

    device for weighing goods for sale [..]

    And these columns, they have information at very many scales.

    و این ستونها حاوی اطلاعات به میزان وسیعی هستند.

  • فلسها

    a terrible and disciplined tumult; over all, the cuirasseslike the scales on the hydra.

    اغتشاشی باانضباط و مخوف؛ روی اینها همه، زرهها، همچون فلسها بر پشت اژدهای هفت سر.

  • ترجمه های کمتر

    • دندانكهاي پوستي
    • فلسهاي ماهي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scales " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scales

(constellation) Libra

+ اضافه کردن

"Scales" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scales در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "scales"

عباراتی شبیه به "scales" با ترجمه به فارسی

  • مِلك بزرگ وبسيار گسترده
  • مقیاس ترسیمی توصیفی
  • مقیاس بزرگای گشتاوری
  • مقیاس کوچک
  • قپان
  • (فلس) پاک کردن · (لایه لایه) بریدن · (هر چیز رفیع) دست یافتن · اندازه داشتن 2 · ته گرفتگی · توالی هفت نت موسیقی · دسته بندی · رسیدن · زینه بندی · شوره زدگی · طبقه بندی · فایق شدن · فلس گیری کردن · قپان · لایه لایه شدگی · مدرج کردن · مقیاس خطی · مقیاس در نقشه · نازک کردن 0 · هر چیز مدرج (برای اندازه گیری) · ورقه · پاشنه ی مقیاس · پوسته پوسته شدن (و افتادن) · چیره شدن
اضافه کردن

ترجمه های "scales" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه