ترجمه "scarcely" به فارسی

کم, حتی, تازه بهترین ترجمه های "scarcely" به فارسی هستند.

scarcely adverb دستور زبان

(modal) Probably not. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کم

    adverb

    Quite unlike his usual self, he scarcely said anything.

    برعکس همیشه بود و خیلی کم حرف میزد.

  • حتی

    adverb

    He had scarcely heard of the various colleges with which this group was all too familiar.

    او حتی نام دانشگاههائی را که افراد این گروه ظاهرا آشنائی کاملی با آنها داشتند نشنیده بود.

  • تازه

    adjective

    There can scarcely be a doubt that her father is a gentleman

    تازه، شکی نیست که پدرش مرد متشخصی است...

  • ترجمه های کمتر

    • کمی
    • اندکی
    • فقط
    • ندرتا
    • اصلا نه
    • بسیار کم
    • به دشوارى
    • به سختی
    • به محض اینکه
    • به ندرت
    • حتما نه
    • دیر به دیر
    • شاید نه
    • محتملا نه
    • محققا نه
    • هنوز هم نه
    • چند لحظه ای نگذشته بود که
    • کمتر از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scarcely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "scarcely" با ترجمه به فارسی

  • بسيار كمياب
  • بايمك · تنگ · تنگیاب · دیریاب · رجوع شود به scarcely · نادر · ناکافی · نایاب · کم · کمياب · کمیاب
  • کمی · کمیاب
  • منابع کمیاب
اضافه کردن

ترجمه های "scarcely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه