ترجمه "scarceness" به فارسی
کمیاب, کمی بهترین ترجمه های "scarceness" به فارسی هستند.
scarceness
noun
دستور زبان
The property of being scarce. [..]
-
کمیاب
adjectiveOil and grain are scarce, prices are high.
روغن و گندم کمیاب شدن و قیمت هام سرسام آور شدن
-
کمی
nounI had scarce time to think scarce time to act
من وقت و فرصت بسیار کمی خود نداشتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scarceness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scarceness" با ترجمه به فارسی
-
بسيار كمياب
-
اصلا نه · اندکی · بسیار کم · به دشوارى · به سختی · به محض اینکه · به ندرت · تازه · حتما نه · حتی · دیر به دیر · شاید نه · فقط · محتملا نه · محققا نه · ندرتا · هنوز هم نه · چند لحظه ای نگذشته بود که · کم · کمتر از · کمی
-
بايمك · تنگ · تنگیاب · دیریاب · رجوع شود به scarcely · نادر · ناکافی · نایاب · کم · کمياب · کمیاب
-
منابع کمیاب
-
اصلا نه · اندکی · بسیار کم · به دشوارى · به سختی · به محض اینکه · به ندرت · تازه · حتما نه · حتی · دیر به دیر · شاید نه · فقط · محتملا نه · محققا نه · ندرتا · هنوز هم نه · چند لحظه ای نگذشته بود که · کم · کمتر از · کمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن