ترجمه "scarificator" به فارسی
(ابزار جراحی برای خراشاندن پوست مثلا در تلقیح آبله) خراشگذار ترجمه "scarificator" به فارسی است.
scarificator
noun
دستور زبان
An instrument, principally used in cupping, containing several lancets moved simultaneously by a spring, for making slight incisions.
-
(ابزار جراحی برای خراشاندن پوست مثلا در تلقیح آبله) خراشگذار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scarificator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scarificator" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد خراش های سطحی در پوست (مثلا در تلقیح آبله) · بذرخراشی · خراشدهي بذر · خراشگذاری · خراشیدگی · خردكردن پوسته بذر · زخمآرایی
-
خاکخراشی · خراشگذاري خاك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن