ترجمه "scarification" به فارسی
بذرخراشی, خراشگذاری, خراشیدگی بهترین ترجمه های "scarification" به فارسی هستند.
scarification
noun
دستور زبان
the act of scarifying - of raking the ground harshly to remove weeds etc [..]
-
بذرخراشی
-
خراشگذاری
-
خراشیدگی
-
ترجمه های کمتر
- زخمآرایی
- ایجاد خراش های سطحی در پوست (مثلا در تلقیح آبله)
- خراشدهي بذر
- خردكردن پوسته بذر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scarification " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scarification" با ترجمه به فارسی
-
(ابزار جراحی برای خراشاندن پوست مثلا در تلقیح آبله) خراشگذار
-
خاکخراشی · خراشگذاري خاك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن