ترجمه "scattershot" به فارسی

پخشی, ولو, گسترده بهترین ترجمه های "scattershot" به فارسی هستند.

scattershot adjective دستور زبان

Covering a broad range in a random and unsystematic way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پخشی

  • ولو

  • گسترده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (فشنگ ساچمه ای) پراکنده شونده
    • (مجازی) پخش و پلا
    • قاتی پاتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scattershot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "scattershot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه