ترجمه "scattering" به فارسی
تفرق, دستپاشي بذر, پراکنده بهترین ترجمه های "scattering" به فارسی هستند.
scattering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of scatter. [..]
-
تفرق
noun -
دستپاشي بذر
-
پراکنده
Some silkworms' houses, made of the same materials, are scattered over the desks.
چند تکه چیزهایی که با کاغذ ساخته شده بود، روی میزها پراکنده و ریخته شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- پراکندگی
- متفرق
- دستپاشی
- پرافکنی
- پراکنش
- تشتت
- (به ویژه رای انتخابات) متشتت
- (فیزیک) پراکندگی
- پخش سازی
- پخش و پلا
- پراکنده سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scattering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scattering" با ترجمه به فارسی
-
پراکندگی کشسان
-
نمودار نقطهای · نمودار پراکنش
-
(دریاشناسی) لایه ی ژرف و پراکنده
-
پراکنش ورد سپهری · پراکنش گشتکره
-
پراکندگی سطحی
-
دیسک پراکنده
-
چیزهای پراکنده
-
(آمریکا) وابسته به خانه های ارزان قیمت (سازمانی) که در محله به طور پراکنده ساخته شده اند (در برابر: خانه های ارزان قیمت متمرکز در یک جا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن