ترجمه "scattered" به فارسی

متفرق, پراکنده, آشفته بهترین ترجمه های "scattered" به فارسی هستند.

scattered adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of scatter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متفرق

    adjective

    Though our town is small, it is scattered, and the houses are far apart.

    شهر کوچک فوقالعاده متفرق است و فواصل بین نقاط مختلف آن زیاد است.

  • پراکنده

    adjective

    Between and around these scattered points extends the desolate, lifeless moor.

    دور تا دور این نقاط پراکنده را خلنگزار متروک و دلگیر گرفته است.

  • آشفته

    adjective

    Instead, she just used it to become even more scatter brained than usual.

    در عوض، از آن استفاده کرد تا آشفته ذهن تر از معمول شود.

  • ترجمه های کمتر

    • تارو مار
    • تارومار
    • ریخته وپاشیده
    • مختل شده
    • پرت وپلا
    • گسیخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scattered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scattered
+ اضافه کردن

"Scattered" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scattered در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "scattered" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "scattered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه