ترجمه "scheduler" به فارسی
زمانبندی, زمان بند, زمان سپاری بهترین ترجمه های "scheduler" به فارسی هستند.
scheduler
noun
دستور زبان
A person or device that determines a schedule, that determines the order that tasks are to be done. [..]
-
زمانبندی
in computing, what carries out the scheduling activity
Hermione had now started making study schedules for Harry and Ron, too.
اکنون هرمیون برای هری و رون نیز جدول زمانبندی برای مرور درسهایشان درست کرده بود
-
زمان بند
All their schedules and routes are in here.
تمام زمان بندي و شيفت هاشون اين تو هست
-
زمان سپاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scheduler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scheduler" با ترجمه به فارسی
-
مغایرت زمان بندی
-
کاربرگ جدول مقایسه ای
-
جداول کاری
-
زمان بندی جایگزین
-
زمان بندی محصولات
-
برنامه ریزی محدود
-
برنامهریزی نامحدود
-
جدول استهلاک، جدول باز پرداخت اسقاط وام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن