ترجمه "scheduling" به فارسی
برنامه نویسی, زمان بندی, زمان سپاری بهترین ترجمه های "scheduling" به فارسی هستند.
scheduling
verb
noun
دستور زبان
Present participle of schedule. [..]
-
برنامه نویسی
noun -
زمان بندی
You've been awakened a full century ahead of schedule.
شما یک قرن پیش از. جدول زمان بندی بیدار شدید
-
زمان سپاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scheduling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scheduling" با ترجمه به فارسی
-
مغایرت زمان بندی
-
کاربرگ جدول مقایسه ای
-
جداول کاری
-
زمان بندی جایگزین
-
زمان بندی محصولات
-
برنامه ریزی محدود
-
برنامهریزی نامحدود
-
جدول استهلاک، جدول باز پرداخت اسقاط وام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن