ترجمه "scholarism" به فارسی
تتبع, تحقیق علمی بهترین ترجمه های "scholarism" به فارسی هستند.
scholarism
noun
دستور زبان
(archaic, rare) Scholarship. [..]
-
تتبع
-
تحقیق علمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scholarism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scholarism" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه علوم انسانی) ویژه گر · (دانشجو) دریافت کننده ی کمک هزینه · بورسیه · حکیم · دانش آموز · دانش اموز · دانش پژوه · دانشجو · دانشمند · دانشور · زودآموز · ساعی · شاگرد · عالم · عضو فرهنگستان · علم دوست · فاضل · فرجاد · فرزانه · متخصص · محصل · محقق · ویژه کار · کهبد · یادگیرنده
-
متخصص ادبیات
-
(به ویژه علوم انسانی) ویژه گر · (دانشجو) دریافت کننده ی کمک هزینه · بورسیه · حکیم · دانش آموز · دانش اموز · دانش پژوه · دانشجو · دانشمند · دانشور · زودآموز · ساعی · شاگرد · عالم · عضو فرهنگستان · علم دوست · فاضل · فرجاد · فرزانه · متخصص · محصل · محقق · ویژه کار · کهبد · یادگیرنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن