ترجمه "scholarship" به فارسی
دانش, بورس تحصيلي, بورس تحصیلی بهترین ترجمه های "scholarship" به فارسی هستند.
a grant-in-aid to a student [..]
-
دانش
nounIt don't take no Young American merit scholarship to figure this one out.
من نمي خوام يه دانش آموزي از بورسيه تحصيلي محروم بمونه
-
بورس تحصيلي
Paula has this scholarship and I want to be with her.
پائولا هم يك بورس تحصيلي داره كه مي خواد اين پائيز استفاده كنه
-
بورس تحصیلی
an award of financial aid for a student to further their education; awarded based upon various criteria, which usually reflect the values and purposes of the donor or founder of the award; scholarship money is not required to be repaid
He should be very proud of Andrew if he got a scholarship, he said.
گفت اگر اندرو بتواند بورس تحصیلی بگیرد به او افتخار خواهد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- فضل
- علم
- تحقیق
- اطلاع
- آموختگی
- رستاد
- دانشوری
- شاگردی
- دهشت
- فراگیری
- سواد
- یادگیری
- معرفت
- بورس آموزشی
- دانش پژوهی
- فضل و دانش
- فضل وکمال
- میزان دانش
- کمک هزینه ی آموزشی
- کمکهزینههای آموزشی
- یيوجشناد هنيزه كمك
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scholarship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scholarship" با ترجمه به فارسی
-
بورس تحصیلی رودز (ویژه ی دانشجویان امریکا و کشورهای مشترک المنافع بریتانیا - برای تحصیل در دانشگاه آکسفوردانگلستان)