ترجمه "schoolchild" به فارسی

محصل, دانش آموز, کودک دبستانی بهترین ترجمه های "schoolchild" به فارسی هستند.

schoolchild noun دستور زبان

A young person attending school or of an age to attend school. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محصل

  • دانش آموز

  • کودک دبستانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schoolchild " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "schoolchild" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه