ترجمه "schooling" به فارسی
تحصیل, تدریس, تعلیم بهترین ترجمه های "schooling" به فارسی هستند.
schooling
noun
verb
دستور زبان
(dressage) the training of a horse at dressage [..]
-
تحصیل
nounThen he was a high school dropout living on the run.
حالا او دانش آموز ترک تحصیل کرده و با اجرای یک حکم شده بود.
-
تدریس
nounI am less unfit to teach in a school than in a family.
برای تدریس در مدرسه بیشتر از تدریس خصوصی آمادگی دارم.
-
تعلیم
nounThose men we have schooled, others who were at Cynuit, they will follow you.
مردانی که بهشون تعلیم میدادی و کسانی که توی کیونیت بودن اونها ازت تبعیت خواهند کرد
-
ترجمه های کمتر
- شهریه
- (قدیمی) تنبیه
- آموزش (در مدرسه و غیره)
- هزینه ی تحصیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schooling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "schooling" با ترجمه به فارسی
-
(مدرسه ی دخترانه که علاوه بر دروس معمولی به آنان آداب زندگی و معاشرت و خانه داری می آموختند) مدرسه ی تکمیل ساز · مدرسه ی معرفت آموز
-
مدرسه ی حرفه ای · مدرسه ی صنعتی · مدرسه ی ویژه ی نوجوانان تبهکار
-
دبیرستان البرز
-
اقتصاد كينزي · تئوریهای اقتصادی · دكترينهاي اقتصادي · ضرايب افزايش · قوانين اقتصادي · مكتبهاي اقتصادي · نظريه ارزش · نظريه تعادل · نظريه توسعه · نظريههاي مكانيابي · نظریه اجاره · نظریه رشد · نظریههای اقتصادی
-
ÙØ ̄رØ3Ù ÙÙÙØ±ÛاÙ
-
دبیرستان رازی
-
دانشکده پیراپزشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن