ترجمه "schoolmate" به فارسی
همکلاسی, همدرس, همدوره بهترین ترجمه های "schoolmate" به فارسی هستند.
schoolmate
noun
دستور زبان
A person who attended school with the subject. [..]
-
همکلاسی
Having practice sessions at home is helpful, with parents playing the part of schoolmates.
تمرین کردن برای دفاع از ایمان بسیار مؤثر است و والدین میتوانند نقش همکلاسی را ایفا کنند.
-
همدرس
-
همدوره
-
ترجمه های کمتر
- همشاگردی
- همكلاس
- هم اموز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schoolmate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن