ترجمه "score" به فارسی
حساب, امتیاز, نمره بهترین ترجمه های "score" به فارسی هستند.
(music) One or more parts of a musical composition in a format indicating how the composition is to be played. [..]
-
حساب
nounAt the end of the test you can score your result on the chart.
در پایان آزمون میتوانید امتیاز خود را حساب کنید.
-
امتیاز
nounin games, abstract quantity associated with a player or team
At the end of the test you can score your result on the chart.
در پایان آزمون میتوانید امتیاز خود را حساب کنید.
-
نمره
Where a country is is a sort of average score on these things.
جائیکه که یک کشور در اینگونه چیزها بنوعی در نمره میانگین قراردارد.
-
ترجمه های کمتر
- پرداختن
- خط
- خراشیدگی
- خراش
- متعدد
- دلخوری
- فراوان
- پوان
- چوبخط
- بدهکاری
- بسیار
- علت
- بیسته
- دلیل
- بيست
- خراشاندن
- سپوختن
- اسکاتلندی
- کثیر
- دزدیدن
- غبطه
- لج
- خصومت
- کینه
- واسطه
- بدهی
- بردن
- (آشپزی) گوشت را ساطوری کردن
- (امتحان و غیره) نمره
- (با:out) حذف کردن
- (برای سهولت در بریدن یا تا کردن کاغذ) سوراخ سوراخ کردن
- (برای نرم شدن) چاقو چاقو کردن 0
- (جمع) چندین
- (خودمانی) گاییدن
- (رقص و باله) دستورحرکت های رقصگران 4
- (عامیانه) دزدی (به ویژه مواد مخدر)
- (عامیانه) کار موفقیت آمیز
- (مسابقه و غیره) امتیاز
- (مسابقه) حساب امتیاز طرفین را نگهداشتن
- (موسیقی) پارتیتور 5
- (چوبخط) دندانه
- اغوا کردن
- امتیاز آوردن
- انبوه (از هر چیز)
- باطل کردن
- بلند کردن 3
- بی میلی
- بیست 0
- تشر زدن 9
- جمع بستن 8
- حساب کردن
- خراشیدگی ایجاد کردن
- خرده حساب
- خط افتادگی
- خط انداختن
- خط بطلان کشیدن 7
- دست یافتن 2
- دسته ی بیست تایی
- دندانه گذاشتن
- زیاد 1
- سخت انتقاد کردن
- شیرین کاری 2
- محاسبه کردن
- منشی مسابقه شدن 1
- مورد نکوهش قرار دادن
- نایل شدن
- نمره گرفتن یا دادن
- نیم برکردن 6
- همخوابگی کردن 3
- پوان به دست آوردن
- چوبخط زدن
- کس دادن
- گل زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " score " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Score" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Score در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "score" با ترجمه به فارسی
-
موسیقی فیلم
-
تلافی کردن، انتقام گرفتن
-
(در بسکتبال و بیس بال و غیره) جدول مشخصات بازیکنان و خلاصه ی مسابقات گذشته ی تیم
-
(پزشکی کودک - دراندازه گیری علایم حیات طبیعی حدود یک دقیقه پس از تولد نوزاد) سنجه ی اپگار (کودکی که نمره ی بالاتر از هفت بیاورد از سلامتی کامل برخوردار است)
-
نمره تمایل
-
کارت امتیازهای مسابقه · کارت حاوی نام و اطلاعات درباره ی هر یک از بازیکنان (scorecard هم می نویسند)
-
اعتبارسنجی
-
از وضعیت باخبر بودن