ترجمه "scorching" به فارسی

تندرو, سوزاننده بهترین ترجمه های "scorching" به فارسی هستند.

scorching adjective noun verb adverb دستور زبان

Very hot. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندرو

    adjective noun
  • سوزاننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scorching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scorching
+ اضافه کردن

"Scorching" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scorching در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "scorching" با ترجمه به فارسی

  • آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
  • بو داده · سوخته
  • سوز، سوزش، سوختگی
  • ته دیگ
  • (به طور شدید سوزان و دردآور) انتقاد کردن · (در اثر گرمای زیاد یا کم آبی) پژمرده کردن یا شدن · (سطح چیزی را) سوزاندن · (قدیمی - خودمانی) با سرعت زیاد راندن یا سواری کردن · بخسودن · برشتن · برهودن · دود زده کردن · دود زدگی · سوختگی · سوختگی (بیماری گیاهی) · سوختگی سطحی · پخساندن · پرهودن · پلاسیدگی · پژمردگی · پیهودن
  • سیاست زمین سوخته
  • (به طور شدید سوزان و دردآور) انتقاد کردن · (در اثر گرمای زیاد یا کم آبی) پژمرده کردن یا شدن · (سطح چیزی را) سوزاندن · (قدیمی - خودمانی) با سرعت زیاد راندن یا سواری کردن · بخسودن · برشتن · برهودن · دود زده کردن · دود زدگی · سوختگی · سوختگی (بیماری گیاهی) · سوختگی سطحی · پخساندن · پرهودن · پلاسیدگی · پژمردگی · پیهودن
اضافه کردن

ترجمه های "scorching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه