ترجمه "Scorch" به فارسی

سوز، سوزش، سوختگی, سوختگی, پرهودن بهترین ترجمه های "Scorch" به فارسی هستند.

Scorch
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوز، سوزش، سوختگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Scorch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

scorch verb noun دستور زبان

A slight or surface burn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوختگی

    noun

    In warming himself at French social theories he had brought away no smell of scorching.

    گرچه با تئوریهای داغ فرانسوی آشنا شده بود، اما هیچ بوی سوختگی از او به مشام نمیرسید.

  • پرهودن

    to burn the surface of something so as to discolour it

  • پیهودن

    to burn the surface of something so as to discolour it

  • ترجمه های کمتر

    • سوختگی سطحی
    • بخسودن
    • برشتن
    • برهودن
    • پخساندن
    • پلاسیدگی
    • پژمردگی
    • (به طور شدید سوزان و دردآور) انتقاد کردن
    • (در اثر گرمای زیاد یا کم آبی) پژمرده کردن یا شدن
    • (سطح چیزی را) سوزاندن
    • (قدیمی - خودمانی) با سرعت زیاد راندن یا سواری کردن
    • دود زده کردن
    • دود زدگی
    • سوختگی (بیماری گیاهی)

عباراتی شبیه به "Scorch" با ترجمه به فارسی

  • آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
  • بو داده · سوخته
  • تندرو · سوزاننده
  • ته دیگ
  • سیاست زمین سوخته
  • تندرو · سوزاننده
  • تندرو · سوزاننده
  • تندرو · سوزاننده
اضافه کردن

ترجمه های "Scorch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه