ترجمه "screaming" به فارسی

اهل جیغ و داد, تکان دهنده, جارزن بهترین ترجمه های "screaming" به فارسی هستند.

screaming adjective verb noun دستور زبان

Present participle of scream. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اهل جیغ و داد

  • تکان دهنده

  • جارزن

  • ترجمه های کمتر

    • جیغ
    • جیغ جیغو
    • جیغ زننده
    • خنده آورنده
    • خنده آوره
    • روده بر کننده
    • شگفت آور
    • صدای بلند
    • قهقهه انگیز
    • چشمگیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " screaming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Screaming
+ اضافه کردن

"Screaming" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Screaming در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "screaming" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) ناراحتی عصبی شدید
  • ملکه جیغ
  • آرمادیلوی پشمی جیغکش
  • (از خشم و غیره) فریاد برآوردن · (باد و غیره) زوزه کشیدن · (مجازی) برای چیزی فریاد زدن · با جیغ و داد اعلام کردن · جار زدن · جیغ · جیغ جیغ کردن · جیغ زدن · جیغ زنان گفتن · جیغ کشیدن · داد زدن · روده بر شدن · زوزه · سخت خواستن · سر و صدا راه انداختن · شدیدا طالب بودن · صدای بلند · صدای جیغ · صفیر · صفیر کشیدن · غش غش (خنده) · فریاد · فریاد زدن · قاه قاه · قاه قاه خندیدن · قهقهه انگیز 0 · مضحک · موجب خنده · ناگهانی گفتن · نعره · نعره کشیدن · چیز جالب
  • (از خشم و غیره) فریاد برآوردن · (باد و غیره) زوزه کشیدن · (مجازی) برای چیزی فریاد زدن · با جیغ و داد اعلام کردن · جار زدن · جیغ · جیغ جیغ کردن · جیغ زدن · جیغ زنان گفتن · جیغ کشیدن · داد زدن · روده بر شدن · زوزه · سخت خواستن · سر و صدا راه انداختن · شدیدا طالب بودن · صدای بلند · صدای جیغ · صفیر · صفیر کشیدن · غش غش (خنده) · فریاد · فریاد زدن · قاه قاه · قاه قاه خندیدن · قهقهه انگیز 0 · مضحک · موجب خنده · ناگهانی گفتن · نعره · نعره کشیدن · چیز جالب
  • (از خشم و غیره) فریاد برآوردن · (باد و غیره) زوزه کشیدن · (مجازی) برای چیزی فریاد زدن · با جیغ و داد اعلام کردن · جار زدن · جیغ · جیغ جیغ کردن · جیغ زدن · جیغ زنان گفتن · جیغ کشیدن · داد زدن · روده بر شدن · زوزه · سخت خواستن · سر و صدا راه انداختن · شدیدا طالب بودن · صدای بلند · صدای جیغ · صفیر · صفیر کشیدن · غش غش (خنده) · فریاد · فریاد زدن · قاه قاه · قاه قاه خندیدن · قهقهه انگیز 0 · مضحک · موجب خنده · ناگهانی گفتن · نعره · نعره کشیدن · چیز جالب
  • (از خشم و غیره) فریاد برآوردن · (باد و غیره) زوزه کشیدن · (مجازی) برای چیزی فریاد زدن · با جیغ و داد اعلام کردن · جار زدن · جیغ · جیغ جیغ کردن · جیغ زدن · جیغ زنان گفتن · جیغ کشیدن · داد زدن · روده بر شدن · زوزه · سخت خواستن · سر و صدا راه انداختن · شدیدا طالب بودن · صدای بلند · صدای جیغ · صفیر · صفیر کشیدن · غش غش (خنده) · فریاد · فریاد زدن · قاه قاه · قاه قاه خندیدن · قهقهه انگیز 0 · مضحک · موجب خنده · ناگهانی گفتن · نعره · نعره کشیدن · چیز جالب
اضافه کردن

ترجمه های "screaming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه