ترجمه "scream" به فارسی

جیغ, جیغ زدن, نعره کشیدن بهترین ترجمه های "scream" به فارسی هستند.

scream Verb verb noun دستور زبان

A loud, emphatic, exclamation of extreme emotion, usually horror, fear, excitement et cetera. Can be the exclamation of a word, but is usually a sustained, high-pitched vowel sound, particularly /æ/ or /i/, in any case, the loudest and most emphatic sound a human can make tends to be a scream. The term is not generally applied to sounds made by non-humans. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیغ

    noun

    loud exclamation

    When I die, I want to die like my grandfather who died peacefully in his sleep. Not screaming like all the passengers in his car.

    وقت مرگ، دوست دارم مانند پدربزرگم که در خواب با آرامش مرد، بمیرم، نه جیغ زنان مانند همه مسافران ماشینش.

  • جیغ زدن

    Tracy crammed her knuckles in her mouth to keep from screaming.

    تریسی دستش را جلوی دهانش گرفت تا از جیغ زدن خودش جلوگیری نماید.

  • نعره کشیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • فریاد
    • نعره
    • زوزه
    • صفیر
    • مضحک
    • (از خشم و غیره) فریاد برآوردن
    • (باد و غیره) زوزه کشیدن
    • (مجازی) برای چیزی فریاد زدن
    • با جیغ و داد اعلام کردن
    • جار زدن
    • جیغ جیغ کردن
    • جیغ زنان گفتن
    • جیغ کشیدن
    • داد زدن
    • روده بر شدن
    • سخت خواستن
    • سر و صدا راه انداختن
    • شدیدا طالب بودن
    • صدای بلند
    • صدای جیغ
    • صفیر کشیدن
    • غش غش (خنده)
    • فریاد زدن
    • قاه قاه
    • قاه قاه خندیدن
    • قهقهه انگیز 0
    • موجب خنده
    • ناگهانی گفتن
    • چیز جالب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scream " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scream
+ اضافه کردن

"Scream" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scream در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "scream"

عباراتی شبیه به "scream" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) ناراحتی عصبی شدید
  • ملکه جیغ
  • اهل جیغ و داد · تکان دهنده · جارزن · جیغ · جیغ جیغو · جیغ زننده · خنده آورنده · خنده آوره · روده بر کننده · شگفت آور · صدای بلند · قهقهه انگیز · چشمگیر
  • آرمادیلوی پشمی جیغکش
  • اهل جیغ و داد · تکان دهنده · جارزن · جیغ · جیغ جیغو · جیغ زننده · خنده آورنده · خنده آوره · روده بر کننده · شگفت آور · صدای بلند · قهقهه انگیز · چشمگیر
اضافه کردن

ترجمه های "scream" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه