ترجمه "scrawny" به فارسی

لاغر, نحیف, (گیاه) کم رشد بهترین ترجمه های "scrawny" به فارسی هستند.

scrawny adjective دستور زبان

Thin, malnourished and weak. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاغر

    adjective

    Everyone know you're nothing but a scrawny squeaky-voiced liar!

    همه ميدونند تو فقط يک دروغگويِ لاغر مردنيِ جيغ جيغويي

  • نحیف

    his scrawny, dust colored cat at his heels.

    گرفهی نحیف خاکی رنگش نیز پا به پایش بالا میآمد.

  • (گیاه) کم رشد

  • ترجمه های کمتر

    • بته مرده
    • پوست و استخوان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scrawny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "scrawny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه