ترجمه "scratchy" به فارسی

ساینده, (خط یا ترسیم) بد, با شتاب انجام شده بهترین ترجمه های "scratchy" به فارسی هستند.

scratchy adjective دستور زبان

Characterized by scratches; itchy; irritating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساینده

    adjective
  • (خط یا ترسیم) بد

  • با شتاب انجام شده

  • ترجمه های کمتر

    • باشتاب گردآوری یا فراهم شده
    • خط خطی
    • دارای صدای خش خش یا صدای خراش
    • زبر و خارش آور
    • پر از لکه
    • چند در میان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scratchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scratchy
+ اضافه کردن

"Scratchy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scratchy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "scratchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه