ترجمه "screen" به فارسی

صفحه, پرده, اکران بهترین ترجمه های "screen" به فارسی هستند.

screen verb noun دستور زبان

(basketball) An offensive tactic in which a player stands so as to block a defender from reaching a teammate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه

    noun

    informational viewing area [..]

    The images on the screen are not what's going on in the room.

    اون تصويرهايي که روي صفحه مانيتور مي بيني اون چيزايي نيست که توي اتاق داره اتفاق مي افته.

  • پرده

    noun

    A scene in the French countryside flashed on the television screens.

    صحنهای در ییلاقات فرانسه روی پرده تلویزون نمایان شد.

  • اکران

    viewing area of a movie

    I just wanted to invite you to my boy's screening. Oh.

    یا عیسی فقط می خواستم به اکران رفیقم دعوتت کنم

  • ترجمه های کمتر

    • سپر
    • غربال
    • الک
    • صفحه نمايش
    • پوشش
    • فیلم
    • پاراوان
    • دیوار
    • حفاظ
    • دیواره
    • سرند
    • حایل
    • راز
    • بیختن
    • تجیر
    • نمودگر
    • پرویزن
    • فیلمبرداری
    • (ارتش) آرایش پوششی (با کشتی یا لشکریان و غیره)
    • (از نقطه نظر ویژه ای) آزمایش کردن 6
    • (به ویژه بر در و پنجره) توری
    • (تلویزیون و کامپیوتر و غیره)صفحه
    • (روانکاوی) استتار
    • (سینما) پرده
    • (طبق استعداد یا صلاحیت و غیره) انتخاب کردن
    • (فیزیک) حفاظ
    • (فیلم - برای گروهی برگزیده) نشان دادن
    • (فیلم یا اسلاید پروژکتور و غیره) بر پرده افکندن
    • (مجازی) سپر
    • (مجازی) سینما
    • الک کردن
    • تور سیمی
    • تور سیمی زدن (به) 4
    • توری دار کردن
    • جدا کردن
    • حفظ کردن
    • دمساز شدن
    • دیوار متحرک
    • دیواره بندی کردن
    • روی پرده ظاهر کردن 7
    • سرند کردن
    • سپر شدن 3
    • سپر پدافندی 0
    • صافی کردن 5
    • صنعت سینما
    • غربال کردن
    • مصاحبه و برگزیدن
    • نهانگری 2
    • پاساد 1
    • پشه بند
    • پشه گیر
    • پناه دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " screen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Screen
+ اضافه کردن

"Screen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Screen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "screen"

عباراتی شبیه به "screen" با ترجمه به فارسی

  • انتخاب · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي · زادگیری انتخابي · غربالگري واريته
  • آزمایش · آزمایشهای غربالگری · اظهار · بیختن · تجیر · تمیز دادن · تور سیمی · دیواره · عمل سرند کردن یا برگزیدن · غربالگری (رجوع شود به screen) · مظهر · مواد غربال شده · نمایش · پاراوان
  • کامپیوتر رومیزی
  • تمام صفحه
  • سپر جلو شومینه (یا بخاری دیواری)
  • غربالگري واريتهاي · کارآزماییهای واریته
  • غربالهای حفاظتی · غربالگري حفاظتي
  • )تس ب( ایازم ندوب طیارش لباق شجنس یارب یا هلیسو
اضافه کردن

ترجمه های "screen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه