ترجمه "scruple" به فارسی
شک, تردید, ترس بهترین ترجمه های "scruple" به فارسی هستند.
scruple
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A weight of twenty grains; the third part of a dram. [..]
-
شک
nounBy your account, he does seem tohave had some scruples.
اینطور که شما میگویید، انگار شک و تردید هم داشته.
-
تردید
nounIt was not a position for argument, for a display of scruples or feelings.
جای بحث نبود جای بروز احساسات یا تردید نبود.
-
ترس
nounThey have no scruples.
اونها اصلا ترس ندارن.
-
ترجمه های کمتر
- بیم
- جزئی
- ابا
- دودلی
- اندک
- اندید
- اندیدن
- قلیل
- ناچیز
- (روم باستان) واحد وزن برابر با یک بیست و چهارم اونس
- ابا نداشتن
- تردید(به ویژه درباره ی درستی عمل یا روش بخصوص)
- حالت تهوع
- دودل بودن
- شک داشتن
- عدم اطمینان
- محذور اخلاقی
- محذور اخلاقی داشتن
- مقدار بسیار کم
- ندای وجدان
- وسواس داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scruple " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن