ترجمه "scrunch" به فارسی

خش, خود را جمع کردن, درهم فشردن بهترین ترجمه های "scrunch" به فارسی هستند.

scrunch verb noun دستور زبان

To crumple and squeeze to make more compact. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خش

    adjective
  • خود را جمع کردن

  • درهم فشردن

  • ترجمه های کمتر

    • درهم کوفتن
    • دولا شدن
    • سرپا ایستادن
    • صدای درهم فشردن
    • صدای مچاله کردن (مثلا مچاله کردن روزنامه)
    • قوز کردن
    • مچاله کردن
    • چمباتمه زدن
    • کز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scrunch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scrunch
+ اضافه کردن

"Scrunch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scrunch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "scrunch" با ترجمه به فارسی

  • دولا شدن · سرپا ایستادن · چمباتمه زدن
اضافه کردن

ترجمه های "scrunch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه