ترجمه "scruff" به فارسی
پس گردن, هیره, گرم بهترین ترجمه های "scruff" به فارسی هستند.
scruff
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) crust [..]
-
پس گردن
noun -
هیره
noun -
گرم
adjective noun -
پشت گردن
nounGran'ma gave him to me, she cried excitedly, holding the kitten out by the scruff.
با دستهای کوچکش پشت گردن حیوان را گرفت و بلند کرد و فریاد زد : مادربزرگ به هم داده .”
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scruff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "scruff"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن